0

۱۰ شغل هنری با درآمد دلاری که انگلیسی می‌خواهند

دو طراح گرافیک را تصور کنید که یک سال پیش با نمونه کار تقریباً یکسان شروع کرده اند. هر دو سریع اند و سلیقهٔ خوبی دارند. یکی شان وقتی مشتری خارجی پیام می دهد، بدون ترس جواب می نویسد؛ دیگری پیام را ترجمه می کند، می ترسد و جواب نمی دهد. تفاوت آن ها هنر نیست، زبان کار است. اینجا ده شغل هنری را مرور می…

به روزرسانی تحریریه سایت
فهرست مطلب 14 بخش

دو طراح گرافیک را تصور کنید که یک سال پیش با نمونه کار تقریباً یکسان شروع کرده اند. هر دو سریع اند و سلیقهٔ خوبی دارند. یکی شان وقتی مشتری خارجی پیام می دهد، بدون ترس جواب می نویسد؛ دیگری پیام را ترجمه می کند، می ترسد و جواب نمی دهد.

۱۰ شغل هنری با درآمد دلاری که انگلیسی می‌خواهند

تفاوت آن ها هنر نیست، زبان کار است. اینجا ده شغل هنری را مرور می کنیم که شغل با زبان انگلیسی در آن ها یک امتیاز تزئینی نیست و در روند کار نقش دارد. برای هر کدام دقیق می گوییم انگلیسی کجا لازم می شود، چه سطحی کافی است و کار معمولاً روی کدام بستر بین المللی می چرخد.

انگلیسی کجای کار هنری لازم می شود

هنرمند در کارگاه تنهاست، اما کار هنری حرفه ای تنها نیست: بریف می آید، نمونهٔ اولیه فرستاده می شود، بازخورد برمی گردد و قرارداد امضا می شود. در این چرخه، انگلیسی معمولاً در چهار جا ظاهر می شود: خواندن بریف، نوشتن پیام و ایمیل، توضیح دادن نمونه کار و فهمیدن بازخورد.

خبر خوب این است که لازم نیست زبان تان در حد استاد دانشگاه باشد. برای بیشتر مشاغل زیر، سطح میانه کافی است به شرطی که بتوانید بدون ابهام بنویسید و بازخورد را بفهمید. درآمد دلاری هم از زبان نمی آید؛ از کیفیت کار، نمونه کار و قابلیت پیگیری می آید، و این فهرست برای هیچ کدام عدد درآمدی وعده نمی دهد. اگر شغل با زبان انگلیسی را هدف گرفته اید، ملاک اول را این بگذارید که کدام مرحلهٔ کار شما واقعاً با آدم های خارج از ایران رد و بدل می شود.

ده شغل، ده نقطهٔ نیاز به انگلیسی

ابزار ده شغل هنری که انگلیسی لازم دارند

تصویرگر برای مشتری خارجی

انگلیسی کجا لازم است؟ بریف های تصویرسازی معمولاً با جمله هایی مثل «warm palette, no text on the image» می آیند و بازخورد هم همین طور کوتاه و فشرده است. کسی که معنی «revision» و «deadline» را بداند، دور اصلاح اول را نمی سوزاند.

سطح و بستر: سطح میانه برای نوشتن و خواندن کافی است. نمونه کار روی Behance و Dribbble دیده می شود و بعضی تصویرگرها فایل های وکتور را برای فروش استوک آماده می کنند.

اولین قدم: سه پروژهٔ قدیمی تان را با یک توضیح پنج جمله ای انگلیسی دربارهٔ ایده، ابزار و مشتری فرضی منتشر کنید. مشتری خارجی قبل از سبک شما، همین توضیح را می خواند تا بفهمد با کسی که می تواند حرفش را بفهمد طرف است.

موشن دیزاینر با تیم بین المللی

انگلیسی کجا لازم است؟ استوری بورد، متن روی صفحه و جلسهٔ مرور ویدئو به انگلیسی انجام می شود. اصطلاحاتی مثل «ease in»، «keyframe» و «render» را باید همان طور که تیم می گوید بشنوید.

سطح و بستر: برای جلسه های تصویری، شنیداری در حد متوسط به بالا لازم است. نمونه کار معمولاً به صورت ریل کوتاه روی Vimeo یا Behance منتشر می شود.

اولین قدم: ده دقیقه از یک مصاحبهٔ آموزشی دربارهٔ موشن گرافیک را با زیرنویس انگلیسی ببینید و اصطلاح های فنی را یادداشت کنید. بعد یک پروژهٔ کوچک را با همان واژه ها برای خودتان توضیح بدهید، انگار برای مشتری می گویید.

طراح UI و جریان کاربر

انگلیسی کجا لازم است؟ رابط کاربری خودش پر از متن است: دکمه، پیام خطا، راهنما. طراحی که انگلیسی را بداند، می تواند microcopy را خودش بنویسد و مستندات تحویل به برنامه نویس را روشن نگه دارد.

سطح و بستر: نوشتن در سطح متوسط و درک دقیق مستندات. جامعهٔ Figma، Dribbble و Behance مکان های رایج نمایش کار و بازخورد گرفتن اند.

اولین قدم: یک صفحهٔ آشنا، مثلاً ثبت نام، را طراحی کنید و تمام متن هایش را خودتان به انگلیسی ساده بنویسید. بعد همان صفحه را با متن فارسی هم نشان بدهید؛ این نمونه کار دوزبانه خیلی خوب نشان می دهد مسئلهٔ زبان را جدی گرفته اید.

عکاس استوک

انگلیسی کجا لازم است؟ عنوان، توصیف و کلیدواژهٔ هر عکس باید به انگلیسی نوشته شود. شاتراستوک می گوید توصیف ها باید انگلیسی باشند و حداقل ۷ و حداکثر ۵۰ کلیدواژه می خواهد؛ Adobe Stock هم نام هنرمندان و اشخاص مشهور را در عنوان و کلیدواژه ممنوع می داند.

سطح و بستر: دایرهٔ لغت دقیق مهم تر از گرامر پیچیده است. شرایط هر سایت را از صفحهٔ راهنمای مشارکت کنندگانش بخوانید، چون قواعد و محدودیت ها تغییر می کنند.

اولین قدم: برای ده عکس از آرشیو خودتان، عنوان و فهرست کلیدواژه بنویسید، سپس آن را با توصیف عکس های مشابه در سایت مقایسه کنید. بیشترین رد شدن ها از عنوان گنگ می آید، نه از کیفیت عکس.

تدوینگر ویدئو برای کانال های خارجی

انگلیسی کجا لازم است؟ تدوینگر باید بفهمد صاحب پروژه از «tighter pacing» یا «more B-roll» چه می خواهد. وقتی کار را تحویل می دهید هم، یک پیام کوتاه و روشن دربارهٔ تغییرات انجام شده اعتماد می سازد.

اگر می خواهید دربارهٔ مشاغل نیازمند انگلیسی فراتر از دنیای هنر هم بخوانید، ساعد نیوز مطلبی در همین زمینه منتشر کرده است.

سطح و بستر: شنیداری خوب برای فهم دستورها و نوشتن ساده برای گزارش کار. نمونه کار روی Vimeo و YouTube یا کانال شخصی دیده می شود.

اولین قدم: یک ویدئوی کوتاه خارجی را بدون زیرنویس تدوین مجدد کنید و در پیامی کوتاه و به انگلیسی بنویسید چه چیزی را عوض کرده اید و چرا. این تمرین هم شنیدار را قوی می کند و هم نوشتن گزارش کار را.

صداپیشهٔ انگلیسی

انگلیسی کجا لازم است؟ این جا خود زبان محصول است: تلفظ، ریتم و لحن. کسی که متن را درست نمی خواند، حتی با صدای عالی کار نمی گیرد. تلفظ را با ضبط و شنیدن دوبارهٔ صدای خودتان تمرین کنید.

سطح و بستر: بالاترین سطح این فهرست را می خواهد، چون مشتری لهجه و روانی را قضاوت می کند. بسترهایی مثل Voices برای این کار وجود دارند، اما دسترسی و پرداخت را قبل از هر چیز بررسی کنید.

اولین قدم: یک متن دویست کلمه ای را سه بار با سه حس متفاوت ضبط کنید و برای یک دوست انگلیسی زبان یا هم کلاسی قوی تر بفرستید. بازخورد او دربارهٔ تلفظ، از نیم ساعت تمرین تنها ارزشمندتر است.

مترجم زیرنویس

انگلیسی کجا لازم است؟ مترجم زیرنویس باید گفتار انگلیسی را با طنز، اصطلاح و سرعت واقعی بفهمد و به فارسی کوتاه کند. سازمان هایی مثل Amara و جامعهٔ Viki داوطلبانه زیرنویس می سازند و برای شروع، تمرین خوبی اند.

سطح و بستر: فهم شنیداری قوی و فارسی روان. نرم افزارهایی مثل Aegisub برای زمان بندی خط ها رایگان اند و در این کار زیاد استفاده می شوند.

اولین قدم: یک قسمت کوتاه از یک ویدئوی آموزشی را زیرنویس کنید و بعد با فایل رسمی مقایسه اش کنید. می بینید کجا ترجمهٔ تحت اللفظی داده اید و کجا جمله را بیش از حد کوتاه کرده اید.

طراح بازی در تیم های کوچک

انگلیسی کجا لازم است؟ سند طراحی بازی، مستندات موتورهای بازی و صفحهٔ انتشار بازی همه انگلیسی اند. تیم های مستقل بین المللی هم معمولاً با انگلیسی کار می کنند.

سطح و بستر: خواندن فنی در حد خوب و نوشتن متوسط. رویدادهای ساخت سریع بازی، به نام «game jam»، فرصت خوبی برای پیدا کردن هم تیمی اند.

اولین قدم: یک ایدهٔ بازی را در یک صفحه به انگلیسی بنویسید: هدف بازیکن، کنترل ها و حلقهٔ اصلی بازی. همین یک صفحه، بدون اغراق، اولین چیزی است که هم تیمی احتمالی از شما می خواهد.

هنرمند دیجیتال و NFT؛ با احتیاط

انگلیسی کجا لازم است؟ جامعه های هنر دیجیتال بیشتر به انگلیسی گفت وگو می کنند و توضیح هر اثر هم باید به همان زبان نوشته شود. این بازار نوسان زیادی دارد و من داده ای برای وعدهٔ درآمد ندارم؛ پیش از وارد شدن، ریسک را جدی بسنجید.

سطح و بستر: نوشتن در حد متوسط برای معرفی کار. اگر می خواهید امتحان کنید، آن را کنار منبع درآمد اصلی نگه دارید، نه جای آن.

اولین قدم: قبل از انتشار هر چیزی، شرایط و کارمزد پلتفرم را کامل بخوانید و ببینید کدام بخش را متوجه نمی شوید. اگر نتوانید معنی یک شرط را بفهمید، همان جا بایستید و از کسی که تخصص دارد بپرسید.

معلم آنلاین هنر

انگلیسی کجا لازم است؟ اگر به شاگرد خارجی آموزش می دهید، باید توضیح بدهید، سؤال بپرسید و اشتباه را بدون ناراحت کردن اصلاح کنید. این شغل در این فهرست بیشتر از بقیه مکالمهٔ زنده می خواهد.

سطح و بستر: مکالمهٔ روان در سطح بالا. پلتفرم های آموزش آنلاین مثل Skillshare برنامهٔ مدرس دارند، اما بپرسید برای شما، با توجه به کشور و روش پرداخت، قابل استفاده اند یا نه.

اولین قدم: یک درس ده دقیقه ای را با توضیح انگلیسی ضبط کنید و آن را دوباره ببینید. جاهایی که مکث کرده اید یا واژه را پیدا نکرده اید، فهرست کارهای بعدی شما هستند.

پیش از ثبت نام در هر پلتفرم

ساخت نمونه کار انگلیسی پیش از ثبت نام در پلتفرم های بین المللی

پلتفرم های خارجی یک واقعیت مشترک دارند: بسیاری از آن ها، به خاطر تحریم ها، دسترسی کاربران ایرانی را محدود کرده اند یا روش پرداخت مناسبی ندارند. من وضعیت دقیق هر سایت را در این نوشته تأیید نمی کنم و پیشنهاد می کنم قبل از ساختن حساب، صفحهٔ شرایط استفاده و پشتیبانی همان پلتفرم را بخوانید.

این محدودیت به معنی بی فایده بودن انگلیسی نیست. نمونه کار دوزبانه، پروفایل حرفه ای در شبکه های دسترس پذیر و تماس مستقیم با مشتری از راه هایی است که به پلتفرم خاصی بسته نیستند. حتی اگر هنوز مشتری خارجی ندارید، تمرین بریف خوانی و بازخورد نویسی به انگلیسی مهارتی است که با خودتان می ماند، و هر شغل با زبان انگلیسی که بعداً انتخاب کنید، از آن بهره می برد.

سه کار برای هفتهٔ اول

اول، یکی از ده شغل بالا را انتخاب کنید و پنج بریف یا آگهی واقعی آن را به انگلیسی بخوانید؛ هر عبارتی را که نفهمیدید در یک فهرست شخصی بنویسید. دوم، توضیح انگلیسی سه نمونه کار خودتان را بنویسید، هر کدام در پنج جمله. سوم، یک پیام ده خطی به انگلیسی برای معرفی خودتان آماده کنید و آن را از کسی که زبانش قوی تر است بخواهید اصلاح کند.

دو طراح ابتدای این نوشته را یادتان هست؟ فاصلهٔ آن ها با چند هفته تمرین هدفمند پر می شود، نه با یک کلاس طولانی.